درباره استاد علوی

مجتبی علوی هستم، متولد ۱۱/فروردین/۷۲ مدیر سایت استاد علوی.

مدتها دنبال راه درست زندگی بودم از سال ۸۹ که دوران دانش آموزیم تموم شد اطرافیان میگفتن درس بخون تا جایی واست کار پیدا بشه اما من با خودم همیشه تو ذهنم میگفتم آدم اگه کاری رو بکنه که علاقه ای نداره اگه رئیس شرکت هم باشه ارزشی نداره و اشتباهه چون هر آدمی واسه کاری ساخته شده که در اون علاقه و استعدادی داره و باید تلاش و انرژیش در اون زمینه صرف بشه. با این حال فوق دیپلم کامپیوتر رو هم گرفتم اما دیگه ادامه ندادم چون دوست داشتم سریعتر کاری رو شروع کنم و خدمتی کرده باشم اما از علاقه خودم خبری نداشتم و نمیدونستم چه کاری واقعا بدردم میخوره و منو در زندگی راضی میکنه. خیلی تو اینترنت میگشتم تا کاری پیدا کنم که ازش رضایت داشته باشم. به خیلی از کارها فکر کردم و چندتایی رو هم شروع کردم که تو اونا موفق نشدم. باز اطرافیان میگفتن بیا برو سرکاری عمرت رو بیهوده هدر نده و من همیشه از این شاخه به اون شاخه میرفتم اما هیچ کاری به من احساس رضایت نمیداد و هیچ کاری نبود که من یک ماه بدون مشکل در اون فعالیت کرده باشم.

همه فکر میکردن من تنبلم که سر کاری نمیرم، اما من همه چیز رو تو علاقه میدونستم. پر از اطلاعات بودم اما هیچ استفاده ای از اونا نمیکردم و خیلی وقتها اصلا شروع نمیکردم، چون اعتماد به نفس ضعیفی داشتم و کمالگرایی میکردم. یه بار فکر کردم به موزیک علاقه دارم و سایت دانلود موزیک راه اندازی کردم اما هیچ هدفی برای اون نداشتم و بعد چند ماه فعالیت دوباره فهمیدم نه این کاری نیست که علاقه ای نسبت بهش داشته باشم. و بعد باز دوباره مشغول طراحی سایت شدم و از صفر شروع به یادگیری کردم و باز هم بعد چند ماه فهمیدیم این هم کار خشک و خسته کننده ای هست و با روحیه ی من سازگار نیست. دوباره چند جایی شنیده بودم برنامه نویسی اندروید شغل خوبیه و من باز توی این زمینه شروع کردم که حدود یکسالی هم آموزش دیدم همینطور به درآمدهایی هم رسیدم اما باز دیدم اینم با روحیه ی من سازگاری نداره. گذشته از اینا چند جایی هم زیر دست افرادی مشغول فعالیت شده بودم اما باز دوست داشتم مدیریت زمان دست خودم باشه در کل خیلی تو این ۱۰ سال سرد و گرم شدم خیلی دو قطبی بودم یه بار شادشاد باز ساعتی بعد غمگین غمگین. دنیا رو خیلی سیاه و سفید میدیدم یعنی اگه کوچکترین کاری که میخواستم جور نمیشد زیر تمام کارهای بزرگی که میخواستم انجام بدم میزدم یعنی با خودم میگفتم یا باید اینکار به بهترین شکل انجام بشه یا اصلا نباید انجام بشه و افراد زیادی رو میدیدم که اطلاعات و خلاقیتی به اندازه ی من هم نداشتن اما واقعا زندگی خوبی رو تجربه میکردن و این به خاطر بی هدفی خودم و تشخیص ندادن علاقه ام و اون سیاه و سفید دیدن دنیا و کمالگرایی هام بود که در راه درست قرار نمیگرفتم و هر بار دست به کاری میزدم مدتها روی کوچکترین قسمتهای اون کار، وقتم رو هدر میدادم و آخر سر میدیدم اصلا به اون کار حس و حال خوبی ندارم. یعنی اصلا یه چیز داغون، نداشتن هدف درست و عدم تشخیص علاقه و کمالگرایی، همه ی اینا نتیجه اش منصرف شدن من از اون کار بود.

من خیلی شنیده بودم که علاقه همه چیزه و خودم هم به این خیلی توجه میکردم اما واقعا یه بارهم عمیقا بهش فکر نکرده بودم و فقط تنها کاری که میکردم اون کارو شروع میکردم تا ببینم علاقه دارم یا نه! و با اون کمالگرایی هم که داشتم مدت زیادی به دام اون کار می افتادم.

تو این ۱۰ سال شکست نخوردم اینها تجربه بود و پر از اطلاعاتی شدم که تو این مدت جمع کردم و الان خدا رو شکر میتونم اونا رو با تو دوست عزیزم در میون بزارم تا زندگیه بهتری رو در کمترین زمان تجربه کنی. من الان خیلی خوشحال و راضیم از این که مشغول به فعالیتی هستم که عاشقشم. یعنی عاشق آموزش و کمک کردن به دوستان برای داشتن زندگی بهتر. تو دایرکت اینستاگرام استاد علوی به دوستانی که نتونستن از آموزشهای داخل سایت که بصورت رایگان ارائه میشه استفاده ای ببرن اونجا مشاوره خصوصی تضمینی میدم که امکان نداره کسی با من مشاوره داشته باشه و نتیجه ی عالی در زندگی نگرفته باشه. من علاقم رو از اونجا شناختم که در دوران ابتدایی شدیدا عاشق جواب دادن به سوالای بعضی از دانش آموزان بودم و حتی بیشتر از اون چیزی که اونا میخواستن بهشون کمک میکردم و جواب رو به ساده ترین شکل و توضیحات کامل یادشون میدادم. من با مرور گذشته خودم یافتم که به چه حوضه ای اشتیاق دارم و فهمیدم برای این کار ساخته شده ام و چی بهتر از اینکه آدم توی اون کاری قدم بزاره که واسه اون ساخته شده. احساسی هست که با هیچی نمیشه عوض کرد شبا با فکر این چیزا بخوابی و احساس ارزشمندی داشته باشی که امروز تونستی در مسیری قدم بزاری که خدا تو رو برای اون کار ساخته و  در این صورت هیچ وقت حسرت سراغت نمیاد چون واقعا در مسیر درست قرار میگیری.
نگران هیچی نباش همیشه موفقیت از آن کسایی که هدف و علاقشون رو شناختن و روی اون سماجت کردن و هیچ حرفی روی تصمیمشون اثری نگذاشته. اگه نگاه کنی افرادی که موفق شدن همیشه حرف از اطرافیانشون میزنن که چقدر اونا جلوشون وایستادن اما اونا کوتاه نیومدن تو هم یکی از افراد موفق باش که همرنگ بقیه نیست. فقط نمیخوام بهت انگیزه بدم میخوام هر چی بهت در استاد علوی میگم، راهکارش رو هم بدم چون من گفتم پر از تجربیات، اطلاعات و خلاقیتم. در هیچ کاری به این اندازه به خودم ایمان و باور ندارم چون من این مسیر رو تجربه کردم و پر از اطلاعات شخصی و تحقیقاتی هستم که انجام دادم و عاشق این نوع فعالیتم که دریغ نمیکنم.

دوست من هیچ کسی نمیتونه کمکت کنه مگر اینکه اول خودت بخوای و همت کنی، حتی خدا هم اگه هیچ تلاشی نکنی معجزه ای نمیکنه، اگه ما چیزی رو در زندگی معجزه یا شانس میبینیم فقط بخاطر اینه که ما از پشت پرده اون کار بی خبریم وگرنه نه بی دلیل معجزه ای اتفاق می افته نه شانسی در کاره. اگه میگی فلانی شانس اورد یعنی تو از پشت پرده ی کار اون طرف بی خبری. دوست دارم منو به چشم یه رفیق بدونی که اومده کمکت کنه ما یکبار بیشتر زندگی نمیکنیم من بهت قول میدم اگه خودت بخوای و همتت رو بکار بگیری کمکت کنم از هر جایی که هستی به مکانی عالی و مد نظرت برسی چون من به خودم و تواناییم و روشهایی که میگم ایمان دارم و اصلا چیزی کم نمیزارم چون من عاشق کارمم. اینکه یه روزی ببینم زیر این پست برام کامنت گذاشتی که راهکارایی که بهت دادم رو انجام دادی و الان خوشحال و خوشبختی بی اندازه برام ارزشمنده و خیلی خوشحال میشم که میبینم باز تونستم تاثیری مثبت در زندگی کسی بزارم. دوست عزیزم اینطور عاشق کار و زندگیت باش. من موهایی توی این راه سفید کردم همینطور الکی چیزی رو نمیگم.

خب با خوندن این داستان بطور کلی فهمیدیم باید به خودمون و تواناییهامون ایمان کامل داشته باشیم و نباید دیگران برای ما تصمیم بگیرن چون اونا شناختی به اندازه خودمان از ما ندارن و فهمیدیم که باید با اعتماد به نفس کامل علاقه و هدفی که داریم رو کاملا دقیق شناسایی و دنبال کنیم و از هیچ چیز نترسیم.

حالا که تا اینجا همراهی کردی، دوست دارم یه بار دیگه این متن رو از بالا و بدون عقاید گذشته ای که داری بخونی و حرفام رو بی طرف قضاوت کنی یه بارهم که شده این کارو انجام بده چون میخوام باورهای گذشتت روی تصمیم گیری های آیندت تاثیر نزاره چون در این صورت باز همون زندگی قبلی رو تجربه میکنی به تمام حرفایی که زدم ایمان بیار (((مادر تمام رسیدنها ایمانه و مادر تمام نرسیدنها شکه))). به حرفایی که تو استاد علوی میزنم ایمان بیار و عمل کن قطعا زندگیت متحول میشه. مرسی از تو دوست خوبم که این داستان رو خوندی

زندگیت رو با من بساز

‫۴ دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

دکمه بازگشت به بالا